سلام دوست جونا ....

دیدین یک ماه از بهار گذشت !!! خیلی کلیشه ایه ولی خیلی زود گذشت .....

  


باز من می خوام برم مشهد و یک عالمه کار دارم ......  

خواهرم و همسرش رفتن مکه و وقتی برگشتن جشن عروسی شون رو می گیرن و میرن خونه خودشون  

برای همین هم من دارم میرم که به عروسی برسم ....  

ولی فقط این نیست ... وقت دکتر هم دارم تا هم از سلامت نی نی مطمئن بشم و هم بفهمم بالاخره این نی نی چیه ؟؟؟  


روز جمعه با عموی همسری رفتیم به کوه و دشت و خیلی خوش گذشت ...

 

 

 چون من نمی تونستم از کوه برم بالا ( البته می تونستم ولی با نی نی صلاح نبود !!!!   ) برای همین با همسری از پایین کوه رو دور زدیم ؛ این هم عکس همراه های ما ! البته تا جایی که میشد زوم کردم روشون !!!!!

 

این نقطه هه هم منم که اون پایین نشستم و اونا تا جایی که می تونستن زوم کردن تا دیده بشم !!!!   

 

 

صورت یه آدم رو می تونین این تو ببینین ؟

 

فعلا همین ... خیلی چیزا می خواستم بنویسم ... اما یادم رفت ! پیر شدم رفت ...

  

اگه تونستم از مشهد هم آپ می کنم وگرنه بـــــــــای بـــــــــای تا وقتی برگردم !!!!!!

 










 

نوشته شده توسط مهدیه اصفهانی در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 4:0 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت